
در آستانه انتخابات دیگری هستیم، انتخابات پدیده و روندی که علیرغم آزاد نبودنش با توجه و عنایت به فرمایشی بودنش در بسیاری از موارد، در این مرز بوم و برای این مردم خسته با شوری وصف نشدنی از زندگی و پویایی برگزار شده ، هموطنان من برخلاف تصور اپوزسیونهای خارج کشور سعی داشتهاند در سرنوشت خود سهیم باشند و اگر تغییری یا اصلاحی قرار است صورت بگیرد در پای همین صندوق رای و با کمترین هزینه انجام شود. هر چند باور به تغییر و اصلاح پله به پله ساختار و سازهای که از پای بست ویران شده امری محال به نظر میآید لیکن انسان به امید زنده است و کوره راه تاریکی و بدبختی را تنها با نور امید میتوان پشت سر گذاشت.
القصه در آستانه انتخابات شروع شعارهای دهن پر کن و دلسوزانه از هر سو نغمهای خوش شده و گوش عالمیان را نوازش میدهد، شعارهایی که در عمل پوچ و بی محتوا خود را نشان میدهند چرا که بعد از سر کار آمدن تمامی آنها رنگ فراموشی به خود میگیرد و در حافظه معلول تاریخ گم میشود و کمتر کسی یا کسانی این مقوله را بعنوان دغدغهای دنبال میکنند چرا که پس از این که آقایان با شعارهای دلفریب و دموکراتیزه خود بر اریکه قدرت تکیه زدند پی آمد آن به کرات با اشتباه های جبران ناپذیر و اهمالهایی دور از ذهن دغدغههای جدیدی را خلق میکنند این وعدهها پشت حادثه سازیها گم میشوند، اگر مردم رای دادن به همین وعدههای شیرین تر از قند و نبات رای دادند.از آقایان بخواهید که به وعدهها یا شاید ترفندهای انتخاباتیشان جامه عمل بپوشانند. از دولت پادگانی بخواهید که فقرزدایی کند بخواهید پول نفت را بر سر سفره مردم آورد البته در این مورد بین علما شکی جایز رایج گشته که آن حکیم این وعده را داده است یا خیر ، یا هزاران و عده ریز و درشت دیگر « هزار وعده خوبان یکی وفا نکند» دموكراسی، تحقق عدالت و آزادی، دموكراسي و حقوق بشر،پایان رنج گفتن و شنيدن، رنج طعنهها و تكفيرها، رنج سياست بازیهای دلهره آور، رنج ضرب و شتم جوانان، همه و همه وعدههای است كه بار دیگر برای آزاد زندگيکردن میشنویم. آزادی در این کشور به بوته ای کوچک و رو به زوال تبدیل گشته که سایه و میوه آن آرزوی محال سینه سوختگان این مرز و بوم شده است.
آیا هنوز مطرب امید میتواند سازی خوش آوا برایمان بنوازد!!!
هر که را کیسه و مخزن تهی از سیم و زر است
بانگ و فریاد برآرد که که وطن در خطر است
این هیاهو نه زاحساس وطن خواهی اوست
بلکه در نقشه و نیرنگ و فسون دگر است
آنکه دیروز دم از عدل همی زد امروز
منکر حفظقوانین و حقوق بشر است
مملکت زیر و زبر گشت و نپرسید کسی
کاخراین خانه ما بهر چه بی بام و دراست
اف بر این مجلس میشوم که در دوره هفت
سرخ روئیش ز آلودگی خون خر است
هر چه اندیشه کند عقل به آبادی ملک
جهل از بهر خرابیش قوی دست تر است
دزد در گردنه رسواست ولی در دولت
جامه صابون زده صد دزد بهر رهگذر است
شبه ای نیست که محکوم به مرگیم و فنا
زین خرافات که در مردم این بوم و بر است
درد ما را نکند هیچ طبیبی درمان
کار از کار چو بگذشت دوا بی اثر است
ما زنادانی خود بارکش دونانیم
تو مپندار که تقصیر قضا و قدر است
قهرمان بهر وطن مرثیه خوانی کم کن
ناله در گوش چنین محتضری بی اثر است
+ نوشته شده توسط امیر همایون پاکبین در پنجشنبه 3 خرداد1386 و ساعت
14:5 |