در شهر بوی ریا پیچیده،بر ارتفاع گلدسته های حقارت باج خواهی، کسی بانگ بر نمی آورد به داد خواهی، مقربان در صف بی انتهای سهم خواهی، مطرودان در حسرت مردی از تبار داد خواهی، نفرین بر حوض دروغین شهر بی آبی، حوضی که ندارد حتی یک ماهی،در شهر بوی ریا پیچیده!!!!
مقدمه ای که در سطور بالا خواندید شاید گوشه ای از احساس من درباره مطلبی که می خواهم بنویسم باشد واین مقدمه نویسی ها بر می گردد به دوران تحصیل که حتماً باید انشایی که می نوشتی با یک مقدمه شروع می شد.
امروز بعدالظهر مشغول به کار عبث و بیهوده همیشگی ام بودم که یکی از همکاران گفت بیرون تظاهرات شده خوشحال شدم گفتم شاید دیگ غیرت این مردم بجوش آمده باشد و حرکتی از خود نشان داده اند،بعد از چند لحظه تعدادی از همکاران که برای تماشا یا بهتر بگم برای پی بردن از چند و چون ماجرابه بیرون از محل کار رفته بودند با قیافه های متعجب برگشتند ودر جواب من که پرسیدم چه خبر بود گفتند چند تایی بسیجی برای گرفتن حق مسلم شون که همان دستیافتن به انرژی هسته ای است تظاهرات کردند، با خود گفتم آیا آزادی حق مسلم ما محسوب نمی شود.و تصمیم گرفتم که انتظار را درک کنم و به انتظار یک درفش کاویانی بمانم، درفش کاویانی حقانیت به نظمی می دهد که از آمیختن خردهای مردمان، پیدایش یابدهر نظمی جز این، حکومت بیداد است و ملت حق دارد بر ضد آن انقلاب کند.ما امروزه ،نه تنها با بازپس گیری حقهای بنیادی خود کار داریم ، بلکه با بازپس گیری،نمادهای این حقهای غضب شده نیز کار داریم . درفش کاویان ، درفش ایستادگی در برابر حکومتها و شاهان، و سرپیچی ملت از حکومتها و شاهان و خدایان بوده است.این داستان و این درفش کاویانی یادی از گذشته افسانه ای نیست،این درفش ، نماد مشروطیت هر قدرتی ست .


