امروز که روز نهم فروردین است و همه جا تعطیل و از بد حادثه ما سر کار هستیم تصمیم گرفتم چیزی بنویسم و از آنجایی که روحیه خدمتی ندارم هر چه فکر کردم موضوع قابل توجهی پیدا نکردم که درباره آن بنویسم،درنتیجه لاجرم مشغول خواندن وبلاگهای دیگر شدم و در حین این ولگردی یا وبگردی، به مطلب جالبی برخوردم که حیف دیدم شما نیز از خواندن آن بی بهره باشید ودر ضمن قصد دارم چند خطی هم جواب این نویسنده عزیز را بدهم اگر خدا قبول کند.
چشمها را بايد بست بر روي بي حيائي ها كه دل غيرتمندان و دينداران را به درد مي آورد. چشمها را بايد شست از بي شرمي ها كه قلم از نوشتن آن شرم دارد , اما چه كنيم كه بايد اين شرم را كنار بگذاريم و صريح و بي پرده , درد دردمندان را بنويسيم .
خانواده هاي ايراني براي « شرم و حيا » و « عفت و پاكدامني » اهميت زيادي قائلند و به هيچ قيمتي حاضر به خدشه دار شدن آبروي خود نيستند لذا براي حفظ آن هزينه هاي سنگيني نيز مي پردازند و سختي محدوديت ها و محروميت ها را به لذت زودگذر مظاهر فريبنده مادي ترجيح مي دهند.
متاسفانه دامنه مظاهر فساد و بي بند وباري و لاابالي گري روز به روز در جامعه در حال گسترش است و علاوه بر خيابانها و پاركها , بازار و تجارت را نيز آلوده ساخته است . بسيار جاي تاسف دارد كه به خاطر سود و منفعت , بي شرمي در تجارت نيز باب شود.
شورت و كورست هاي نازك , توري و باريك با رنگ هاي زننده بر ديوارهاي مغازه ها و ويترين آنها در ملا عام به نمايش گذاشته شده كه بدتر از همه نمايش برخي شورت هاي نازك و باريك است كه داخل ميله هاي دايره اي شكل قرار گرفته و به ديوار نصب شده است .
اين در حالي است كه بسياري از خانواده ها از آويزان و يا پهن كردن لباسهاي زير زنان بر روي طناب حياط و يا بالكن خانه ها كه در انظار قرار دارد خودداري مي كنند و حتي آنها را براي خشك شدن در اتاقهاي مخصوص دختران كه از ديد ساير اعضا خانواده به دور باشد , آويزان مي كنند. شرم و حياي خانواده هاي ايراني به اين اندازه است كه متاسفانه برخي بازاريان به خاطر سود بيشتر , بي شرمي را از حد گذرانده اند.در اين بازار , برخي دست فروشان نيز بر روي زمين يا ميزي در وسط بازار , اقدام به فروش لباسهاي زير زنان مي كنند كه همگي فروشندگان دستفروش , مرد هستند و جالب اينكه به دليل ارزان بودن اجناس آنها , مشتري بيشتري دارند. تصور كنيد صحنه اي كه فروشنده مرد , لباس زير زنان را با دستان خود بلند كند و به مشتريان نمايش دهد و آنرا جلوي آنها بگذارد , آيا شرم آور نيست ! ما كه با ديدن چنين صحنه اي , عرق شرم بر پيشاني مان نشست .
با توجه به نوشته لطيف و سراسر طنز بالا پيش بيني مشود كه متون زير صادر! اتفاقات زير محقق و اقوال زير نقل گردد و در اخر بر چشم بد و هيز لعنت !به حق چند تن!(يا تن تن! يادم نيست!)
پيش بيني ميشود كه:
الف:براي جلوگيري از نوشته شدن مطالبي كه قلم از نوشتن انها شرم دارد كليه اقلام و صاحبان انها از بيخ ختنه گردند و لاغير!
توجه شود در هنگام عمل سفارش شده ختنه قلم و صاحب قلم ذكر «اونجا رو! جوجو پريد!» گفته شود و لاغير!
(كساني كه از فرمان ختنه اجباري سرپيچي كنند حكم محارب دارند و لاغير!)
ب:با توجه به اينكه خانواده هاي ايراني براي عفت و عصمت و زري و ساير برو بچ و همچنين پاكدامني ارزش ويژه اي قايلند و حاضر نيستند به هيچ وجه منالوجوه اينا لكه دار و بچه دار بشن لذا همه اين بيست سي ميليون جوان بي عصمت بي عفت لات و لا ابلاي اعدام يا در صورت عدم امكان مقطوع النسل يا در صورت عدم وجود امكانات لازم به كشور هاي عربي صادر شودند و لاغير!
در صورت تحقق اين امر ضمن افزايش صادرات غير نفتي و افزايش درامد ارزي كشور برادي ما با برادران عرب اثبات ميشود و لاغير!
شورت و كرست هاي نازك با رنگاهاي واقعا زننده مثل قرمز جيگري، زرد دلبري ،ابي مكش مرگ ما با وضعيت واقعا زننده و تحريك اميز در حالي كه توسط ايادي استكبار جهاني در ميله هاي گرد اويزان شده اند در معرض ديد قرار دارند كه باعث تحريك مرد مسلمان و به فاك رفتن مرزهاي ايمان ميشوند و لاغير!
در اين بازار برخي دست فروشان نيز اقدام به فروش لباس زير زنانه ميكنند كه ديگر نور علي نور است!تصور كنيد صحنه اي را كه فروشنده
مرد با دست لباس زير زنانه را بلند كند و در معرض نمايش قرار دهد!
ايا شرم اور نيست!؟ از تصورش هم ......منظورم اينه كه عرق شرممان جاري شد! همين جا من از مسولين محترم تقاضا ميكنم چند فقره كوپن دستمال كاغذي جهت پاك كردن عرق شرم اعلام كنند و لاغير!
در انتهاي اين گزارش راهكار هاي مناسبي براي برخورد با پديده فساد برانگيز شورت و كرست هاي نازك ارائه ميگردد!باشد كه قبول حق قرار گيرد. انشالله تعالي!
رنگ كليه لباسهاي زير به سبز اندماغي قهوه اي اني و زرد اسهالي تغيير يابد و لاغير!
اصولا بنده قبلا هم خدمت دوستان همکار عرض كردم! اين زنان به جز دردسر هيچي ندارند! بريزيمشون تو شط العرب و از شرشون خلاص شيم! به خصوص كه حكيم ابوالقاسم فردوسي ميفرمايند:
زنان را بود همين يك هنر نشينند خانه و زايند شيران نر
+ نوشته شده توسط امیر همایون پاکبین در چهارشنبه 9 فروردین1385 و ساعت
11:14 |