این روزها نمیدونم چرا و به چه علت اینقدر دلتنگ بچگی و سرخوشیهای اون دوران شدم دورهای که شاید بهتر بود هیچ وقت تمام نمیشد ، راحت بیدغدغه هیچ کس از ادم توقعی نداشت بهترین و خوشترین دوران زندگی که بچهها کمتر در اون سن و سال درکش میکنن و همیشه دوستدارن زودتر بزرگ بشن،تو این همه پیچ وا پیچ زندگی کنونیام به شکل باور نکردنی شیفته مرور کردن دوران کودکی شدم، زمانی که از آن سالها گذشته ، وقتی از بچگی یاد میکنیم اولین چیزی که بعنوان یکی از خاطرات شیرین زندگی در ذهن، مخیله مجسم میشه کارتونها و شخصیت های کارتونی دوران کودکی است که بین همسالان با خاطرات روشن و شفاف یاد می شود و بعضا خاطرات مشترکی از تقلید رفتار شخصیتهای کارتونی بین دوستان پیدا میشود .
این عبارات که هیچ رنگی از قلمبه سلمبهگی نداشت مقدمه ای بود بر اینکه کلی زمان صرف کردم تا تونستنم تعداد قابل توجهی از عکسهای کارتونهای قدیمی رو روی نت پیدا کنم،بخاطر سرعت اینترنت و سنگین نشدن پست طی چند پست همشون رو خدمت دوستان تقدیم میکنم، اگر ذهنتون رو متمرکز کنید و بخواهید بیاد بیارید کارتونهای زمان بچهگی تون رو چه اسمهایی رو به زبون میارید و چه خاطراتی از اون اسامی دارید؟

بامزی با شخصیتهای شیرین تر از عسلش شلمان که مثل بعضی از مسئولان عالی رتبه کشورمون موقعی که کاری رو باید انجام بدهند زنگ خوردن و خوابیدنشون به صدا در میاد یا اون خره که مثل اسب میدوید اون خیلی شبیه الان منه سر ماه که میشه بعد از گرفتن حقوقی کاملاً ناچیز مثل اسب برای اقای رئیسمون میدوم هر چند که اصلاً بچشمش هم نمیاد، اون اژدهایی هم که کوفته قل قلی میخورد رو هم خیلی دوست داشتم و همیشه به مامانم میگفتم اینایی که این میخوره کوفته قل قلی نیست کوفته فلفلیه چون بعد از خوردنش اتیش میگیره...

بنر داستان سنجابی ماجراجو و پر انرژی بود توی این کارتون از سوو خیلی خوشم میومد یکجوریایی شبیه جنس لطیف بود و گنجا رو هم باهاش خیلی حال میکردم چون یه فامیل داریم که بدلایل امنیتی نمیتونم نسبتش رو بگم ولی عین این گنجا میمونه همیشه با همه چیز مخالفه حتی بعضی موقعها با خودش هم مخالفت میکنه...

الفی با قیافهای که نمیتونستی تشخیص بدی این قیافه یک آدم متفکره یا احمق!؟

بارباپاپا کارتونی بیمزه و کوتاه تا میخواستی سر بجمبونی تمام میشد تنها خاصیت و جذابیت این کارتون این بود که وقتی تو مهدکودک با خمیر بازیت نمیتونستی چیز بدرد بخوری درست کنی میگفتی نسرین جون من بارپاپا درست کردم و یه چیز مزخرفتر از اولی رو که درست میکردی میگفتی بارباپاپا عوض شد دیگه مثلاً این باربازو دیگه...!

انت خیلی قشنگ بود الان بیشتر از نیم ساعته که دارم فکر میکنم تا اسم اون پسری رو که انت بخاطر ناقص کردن پای برادرش نبخشید رو به خاطر بیارم ولی ظاهراً خیلی زمان گذشته و ذهن من یاری نمیکنه شاید اسم برادرش جک بود.

بلفی و لیلیبیت من عاشق شخصیت و حرف زدن اون عموی دائم الخمر عرقخور بلفی بودم

بل و سباستین تا مدتها این دو تا رو با هم قاطی میکردم نمیدونستم سباستین سگه است یا بل شاید الان هم ندونم چون کارتونش خیلی حزن انگیز بود و سگه هم بی اندازه بزرگ

لولک و بلک یعنی جمعه روز تعطیل کارتونی که به نظر مامان من چندان مهم نبود و هی میومد بالای سرت و میگفت تو درسات رو خوندی نشستی هر چی کارتون الکی این تلویزیون نشون میده رو داری نگاه میکنیعجب روزگاری بود یادش بخیر

بچههای مدرسه والت اسماشون یادم رفته فقط میدونم یکیشون گارنت بود یکیشون هم فرانچی و یک معلم مهربون با ظاهری خشن داشتن البته تو اسمش هم روایت بسیار است بعضی از علما بچههای مدرسه آلپ میگن منم که هیچ نشانهای از عالم بودن در شخصیت الحقر خودم نمیبینم مدرسه والت میگم

چوبین و اما چوبین از اونجایی که من دو سال از خدا کوچیکترم باید اعتراف کنم و اذعان کنم که خدایی در زمان پخش این کارتون من دیگه بچه نبودم و دیوی شده بودم برای خودم ولی بازم بچه گی میکردم و مینشستم تا ته ته این کارتون رو نگاه میکردم و خیلی دوست داشتم بگم یه خبر بد یه اتفاق بد
واتو واتو، واتو واتویی که اعجاب انگیز بود و تولید مثلشون همیشه برام سئوال بود البته الان دیگه برام چندان عجیب نیست چون تولید مثلها و زاد ولدهایی بسیار عجیبتر دیدم ......!؟ ،خانواده دکتر ارنست که البته مطمئن نیستم اسم کارتونش این بود ولی شک ندارم که همه به این اسم میشناختنش چقدر جذاب بود و باید اعتراف کنم هیچ وقت دوست نداشتم که از اون جزیره رهایی پیدا کنن چون سریال تموم میشد و معلوم نبود از کارتونی که در آینده بجای اون میگذاشتن انقدر خوشم بیاد....،پت و مت نمونهای که هیچ وقت فراموش نمیشه و هر روز دو نفر شبیه اون حضرات رو در کنار خودت میبینی، نمیدونم کدوم قسمتش رو بیشتر دوست داشتم اون قسمتی که مرغ درست میکردن یا اون قسمتی که خانهاشون رو کاغذ دیواری میکردن فقط میدونم که خیلی دلتنگشون هستم.... اینها گوشهای از ورق زدن دوران کودکی من بود کلی فیلم و کارتون دیگه هم هستند که عکسهاشون رو پیدا کردم تا شاید برای شما هم تداعی خاطره بشه و بخاطر اینکه صفحه سنگین نشه و راحت بتونید ببینید در پستهای بعدی بقیشون رو نشون میدم...



