
در گوشه کنار جهان هستی هر ملتی با ویژگی هایی خاص خود شناخته می شوند: مثلا اسکاتلندی ها به خساست و چینی ها با ضرب المثل هایشان معروف هستند. بد نیست ما هم به صبور بودنمان یا شاید بی تقاوتی عجیب و غریبمان معروف باشیم، عجیب و غریب از آن جهت که در بیشتر مواقع جامعه سربلند و سرافراز ایران از ته سوزن به راحتی عبور میکنند و در گذر از دروازههای باز و فراخ دچار مشکلات لاینحل میشویم. با دیدن یک کاریکاتور که در آن به گروهی توهین شده شدیدترین اعتراضات را از خود بروز میدهیم دفاتر روزنامه را به آتش میکشیم ، برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی رگ غیرت تمامی هموطنان در هر کجای دنیا به شدت ورم میکند، شراره های آتش از بند بند وجودمان شعله ور میشود، ولی نسبت به لجن مال شدن کرامت هموطنان ایرانی خود هیچ واکنشی نشان نمیدهیم.
چندی است که نیروی انتظامی که مدت زمان زیادی را طی کرد تا به شکل یک نیروی انتظامی و مجری امنیت و آرامش باشد به اصل خود بازگشته و به همان نیروی سرکوبگر چماقدار تبدیل شد « هر کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش» نیروی انتظامی فعلی پیرو سبک و سیاق فرماندهان خود که چندین سال پیش کمیتهای نامیده میشدند و شنیدن و دیدنشان رعب و وحشتی بر دل و دیده این مردم مظلوم روانه میساخت تنها با عناوین سردار فرماندهی ..... مجری طرحهایی شدهاند که شاید اگر کارشناسانه و با حفظ شان و شخصیت و کرامت انسانها انجام میشد بسیار کاربردیتر بود و قطعاً پلیس که در همجای دنیا مامن و پناه شهروندان هست به شکل یک نیروی وحشی و خشن در نظر مردم رخ نمینمود.
دو روز پیش پیر مردی را دیدم که با دیدن عکسی که در یکی از روزنامهها چاپ شده بود و یکی از این اراذل و اوباش را نشان میداد که بعد از خوردن کتک حسابی مجبور به دهان گرفتن آفتابه شده بود ، سری تکان داد و گفت« شغال بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی و بعدش هم وقتی با تعجب مسافرهای تاکسی از حرفش رو برو شد گفت برای این چماقدارها و اراذل همین اراذل پلیس نما خوبه فقط اینا هستن که از پس همدیگه بر میان».
امروز با دیدن عکسی که یکی از دوستان از درگیری دختری که به ظاهر بد حجاب بوده با نیروهای پلیس و خونین مالین شدن او که شاید بهتر باشد بگوییم خونین و مالین شدن انسانیت تهیه کرده بود به این نتیجه رسیدم که مردم ایران استعداد فوق العادهای در تحمل دیکتاتور داشته و دارند، ولی این نکته عجیب و غریب این ماجرا نیست، عجیب این است که هموطنی دختری را به خاک خون کشیده شده میبیند و با لذت لگد مال شدن غرور شخصیت و کرامت اون شخص رو به تماشا مینشیند و بیتوجه به اینکه شاید این اتفاق فردا روز برای دختر او خواهرش و یا یکی از بستگانش حادث شود سری تکان میدهد« و مطمئناً بر خلاف میل و علاقه باطنیش میگه حقشونه خوبشون میکنن اشغالا مملکت رو به لجن کشیدن » بعد از شنیدن و دیدن این همه تناقض و شگفتی باید برای این مردم شریف و عجیب دعا کرد ....
در این رابطه بخوانید:
فراخوان عمومی برای محکومیت توحش محمد یزدانپناه
از بدحجابی تا صورت خونین یک تار مو فاصله است مژگان جمشیدی
ببخشید که بازی خونین شد مسیح علی نژاد
سردار احمدی مقدم ! خیالت راحت این عکس در روزنامه چاپ نمی شود مسیح علی نژاد
عادلانه عادلانه پروانه وحیدمنش
امنیت خونین آریا دجال


