تبليغاتX
بتکده - بهار می آید
خاک، سیاهی‌ست
و ساقه، پیغامی سبز برای نور 

 سايه‌ی پیغام را هوای گریز است
سایه‌ی پیغام اسیر سیاهی است
و نور منتظر
قدم قاصد را می‌شمارد

سال نو و آمدن بهار و این عید باستانی رو به همه عاشقان و دوستداران زندگی و پویش تبریک عرض میکنم.

عیدها و جشنهای باستانی و ملی چقدر زیباست و چقدر خاطره ساز می شود برای همه ، با هر گرایش و ایده ای که دارند.عید نوروز ، عید میلاد مسیح و سال نوی میلادی ، چهارشنبه سوری و سیزده به در .اینها جشنهایی هستند که ملتی با هر سلیقه و باوری که هستند از آنها لذت می برند و در آنها شرکت می جویند . و این زیبا تر است که ما توانسته ایم این چنین جشنهایی را در قرونی دور ابداع کنیم که حال در همه جای دنیا به شکلی اول بهار را جشن بگیرند .
من بسیار به خود می بالم که یک ایرانی هستم و نیاکان من آنقدر پاک و نیک سرشت بوده اند که توانسته اند ابداع کنندهء این چنین جشنها و شادیهایی باشند که حال تمام دنیا از فرهنگ و تمدن غنی خاور زمین و ایران سیراب شود.اما صد افسوس که خود از این فرهنگ و تمدن غنی دور شده ایم و بسیاری از آداب و سنن باستانی و ملی را از یاد برده ایم.
این روزها شهر حال و هوایی دگر دارد .هر کجا که قدم می گذاری ماهی های گلی و قرمز و در تنگهای بلور و طشتهای بزرگ و اکواریوم های شیشه ای می بینی که تو هم وول می خورند و طنازی می کنند و سبزه های جوانه زده در سبدهای کوچک و بزرگ که این طرف و اون طرف تنگهای بلور می گذارند و مردی که داد می زنه ، آی سمنو ، آی سمنو ، واسه پای هفت سین سمنو و تخم مرغ های رنگی و شعم های رنگ و وارنگ و انسانهایی که در جنب و جوش روزهای پایانی سال هستند ، گرد گیری خانه ها و پاک کردن شیشه ها ، اینها همه و همه این معنی را می دهد که شهر برای مدتی کوتاه زنده شده است و این رشد و نمو برای اندک زمانی چه فقیر و چه غنی را در بر گرفته است تا آنها را برای مدتی شاد کند.
همیشه این موقع سال برای من جور دیگر بود از کودکی همیشه این یک تیکه از زمان را دوست می داشتم و برایم لذت بخش بود و هر گاه به این زمان نزدیک می شدیم و می شویم باز هم برایم لذت بخش است.چهارشنبه سوری ، از روی آتش پریدن ،آجیل شب چهارشنبه سوری خوردن ،قاشق زنی که حال دیگر این رسم انجام نمی شود،شب عید ،سفرهء هفت سین، تکاپوی خرید لباس نو ، عیدیهایی که می گرفتیم ،بوی شیرین شیرینی هایی که به دست مادر پخته می شد، شام شب عید، بوی سبزی پلو و ماهی سرخ شده، بوی نو شدن و تازه گی خانه ، بازیهای کودکانه و آرامش روز عید همه و همه برایم خاطره انگیز بود و خاطره انگیز خواهد شد.
و باز هم شب عید و نزدیک شدن به آن تکه از زمان که دوباره نزدیک شده است، برایم لذت بخش است و لحظات شادی که نزدیک است تا دوباره آن خاطرات دور را تجلی بخشد و من باز هم در خود احساس بودن و زندگی و زنده شدن  را حس کنم . دوباره بهار می آید و درختان در باغچه دوباره زنده خواهند شد، دوباره جوان خواهند شد و شکوفه و گل خواهند داد . و من باز هم مانند سالهای قبل به همه تبریک خواهم گفت این زنده شدن و جوانه زدن را. به تو ، به او، و به ایشان و به آنها.

+ نوشته شده توسط امیر همایون پاکبین در دوشنبه 22 اسفند1384 و ساعت 13:37 |


Powered By
BLOGFA.COM


دریغ است ایران که ویران شود