ای خدا عجب روزگاری شده این دانشگاه پدر ادم رو در میاره ولی از چند جهت هم خوبه
بخون میفهمی
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
انصراف = فرار از كولاك
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
مسئولين دانشگاه = گرگها
اشپزخانه = خانه عنكبوت
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار


