تبليغاتX
بتکده - حقیقت آواز میخواند

 

اگر بخواهم مقدس ترین قسمت بدن انسان را نام ببرم می گویم دست، همیشه دستها برایم مقدس ترین جا و امنترین بوده است، و آنقدر تقدسش زیاد هست که فقط به عنوان یه دست ساده نمیتوانم بهش نگاه کنم، دستها برایم پر از معنا هستند، عشق، محبت، زحمت، خواستن، قدرت، بزرگی، خوبی، مهربانی، و احترام وشایدم زخم ....

نمیشود به راحتی از بعضی چیزها گذشت، باید به راه زندگی ادامه دهم.

الهي به اميد تو
الهي دستهايم... دستهايم پينه بسته اند الهي دستهايم قلم مال شده اند... الهي دستهايم واژه اي شده اند... دستهايم بوي هزاران واژه مي دهند... و الهي دلم به دنبال دستهايم مي روند... الهي چشمهايم رد دستهايم را مي گيرند و الهي من هنوز دلم مي گيرد.
يا من اسمه هر آنچه زيباست و يا من ذكره هر آنچه آرامش است... من راهي جز نوشتن ندارم... كاش تو پايين تر بيايي و دستهاي زمخت و قلم مال مرا در دست بگيري و ....
الهي ديدي باز هم نوشتم... همين ها را كه مي بايست به تو مي گفتم نوشتم.

حقیقت می جنبد، فشار می آورد، می گریزد، باز می گردد، آواز میخواند، ضد و نقیض میگوید، چرخ میزند، با هیچ نیرنگی به دام نمی افتد، نه اصلی را می پذیرد، نه تن به عادتی می سپارد. حقیقت آن چیزی است که من ندارم، آن چیزی است که هیچ کس نمی تواند داشته باشد. او گاهی از میان زندگی ما چون گذر پاره ی از لای شاخ و برگها می گذرد، آن هم اتفاقی و دیر به دیر، بی آنکه ما از آن سر در آوریم.

 

+ نوشته شده توسط امیر همایون پاکبین در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 9:7 |


Powered By
BLOGFA.COM


دریغ است ایران که ویران شود